یه روز یه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه. یکی اومد گفت: خر چند؟! ترکه گفت: این که خر نیست بابا غازه! یارو گفت: کی با تو بود؟! با این غازه بودم!
ترکه گوشش درد میکرده، میره گوششو میکشه! رفیقش بهش میگه: بابا دیوونه، چرا دادی گوشتو کشیدن؟! ترکه میگه: آخه خیلی درد میکرد! رفیقش میگه: خب خله میدادی مثل من پرش میکردن!
ترکه میخوره زمین،... هوا میره، نمیدونی تا کجا میره!
یه روز یه ترکه میره مهمونی، صاحبخونه یه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه میره زیر صندلی ترکه میشینه. یهو ترکه بد جوری گوزش میگیره. با خودش فکر میکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر میکنه که جو گوزیده. ترکه یه کم از گوزشو ول میکنه، صاحبخونه سریع به جو گفت: جو برو تو حیاط. ولی جو تکون نخورد. ترکه که خیالش راحت شده بود که میافته گردن جو با خیال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه یهو داد زد: جو، حتما میخوای این آقا رو سرت برینه!
مورچه هه می ره جلوی آینه و می گه: سیاه نرمه نرمه، های سیاه نر مه نرمه
به غضنفر گفتند: ۱۷ شهریور چه روزیه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!
به ترکه میگن: اگه یک کامیون طلا بهت بدن چیکار میکنی؟ میگه: ایلده یکلام 2500 میگیریم خالی میکنیم!!
ترکه زنشو می کشه میره مرحله بعد !!!
ترکه میافته تو دره، Game Over میشه!!
ترکه یک سکه میندازه هوا، شیر میاد، فرار میکنه!!
ترکه پشتش میخواریده، هرکار میکرده دستش نمیرسیده.... میره رو صندلی!!!
از ترکه میپرسن: چرا ترک شدی؟ میگه: ایلده نمره منفی داشت!!!
ترکه میرسه به یه هیئت, از یکی جلو در میپرسه, آقا اینها این تو چی کار میکنن؟ یارو میگه: اینها ده روز سینه میزنن! ترکه میگه: ای بابا, ایلده کنترات بده 3 روزه میزنیم!!!
به ترکه می گن : پیامبر کی به رسالت رسید ؟
می گه : نمی دونم من سیدخندان پیاده شدم !!!
ترکه می خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا کرد !!!
از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اینکه کشتیها از زیرش رد بشن !!!
به ترکه می گن برو یه کیهان (روزنامه) بخر.ده دقیقه بعد با یه خر بر می گرده!
می گن این چیه رفتی گرفتی؟!
می گه کیهان نداشت همشهری گرفتم !!!
ترکه با رشتیه دعواش می شه.یه چک می خوابونه زیر گوشش!
رشتیه هم غیرتی می شه و می گه:(( یا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمین!
ترکه پا می شه و می گه:
((( این خیلی نا مردیه! ۶ نفر به یه نفر!!! )))
ترکه می افته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا میگیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میکنیم باهاش قایق درست میکنیم.
ترکه هم یه چاقو ور میداره میگذاره رو شکمش، میگه: جلو نیاید وگرنه قایقتونو سوراخ میکنم!!!
یه جایی جشن بوده، ترکه همینجوری میره تو و شروع میکنه به رقصیدن و بخور بخور. یکی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو کی دعوت کرده؟
ترکه میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!!!
ترکه تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی که ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بکن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. ترکه میگه: مِریه؟ میگه: نه. ترکه میگه: جاندارمریه؟!!
تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، ترکه تماشا میکرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن، ترکه شاکی میشه، میگه: حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگیردش!!!
ترکه میره راهپیمایی، میبینه شلوغه برمیگرده!!!
ترکه میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟
ترکه میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!!
ترکه کفترشو گم میکنه ، تو روزنامه آگهی میده: بیوه بیو!!
ترکه میخواسته خودکشی کنه یه تیر به مغز خودش شلیک میکنه، نیم ساعت بعد میمیره! از همه دنیا دانشمندا جمع میشن که ببینید قضیه این چی بوده، بعد از دوسال تحقیق میفهمند که تیره تو این مدت داشته دنبال مغزیارو میگشته!!!
ترکه میخواسته بره بهشت زهرا، گل گیرش نمیاد کمپوت میبره!!!
یه یارو میره زیر غلطک، ترکه میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟ میگه: دراز وباریک. ترکه میگه: حالا دیگه صاف وپهنه!!
به ترکه میگن اگه همه دنیا رو بهت بدن چی کار میکنی؟ میگه: میفروشم میرم خارج!!!
به ترکه میگن با رضا جمله بساز، میگه: من و حسن و حسین رفتیم پارک. میگن: پس رضاش کو؟ میگه: آخه رضا کارداشت، نیومد!!!
ترکه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه دو نفر خیلی بود!!!
سلام بازم بعد از مدتی تاخیر برگشتیم ولی مثل اینکه سران بلاگ اسکای همه چیز رو بهم ریختند و ماکلی باید دوبار بشینیم کدهای وبلاگ رو درست کنیم.
مسئله دیگر اینکه بخدا من قصد توهین به هیچ قومی رو ندارم و فقط نیتم اینه که مردم شاد باشند و اگر کسی از من ناراحته عذر میخوام.
ترکه میره بدنسازی، مربی بهش میگه وقتی بیایی هفته اول بدنت درد میگیره. ترکه میگه پس من میرم هفته دوم میام.
ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازدش دور
یه بار توی یه هواپیما خلبان گوشی رو بر می داره به مسافر ها میگه: مسافران عزیزlisten کنید: امیدوارم پرواز خوبی داشته باشید ما تا ۱ ساعت دیگه به مقصد می رسیم....... دفعه دوم گوشی رو بر می داره می گه: مسافران عزیز listen کنید بال چپ هواپیما خراب شده ولی ما به پروازمون ادامه می دید............ دفعه سوم گوشی رو بر می داره می گه مسافران عزیز listen کنید : بال راست هواپیما خراب شده ولی ما به پروازمون ادامه می دیم........... دفعه چهارم گوشی رو بر می داره میگه مسافران عزیزrepeat کنید : ان الله و انا علیه راجعون........
یه بار به یه ترکه می گن: شما همتون مثل هم ساده ای؟؟؟ ....... ترکه جواب می ده: نه راه راهی هامون توی آفریقا اند...
تر که میره حموم می بینه آب داغه خودش و با نعلبکی می شوره
*به تر که می گن دو دو تا میگه مگه من کامپیوترم
*ترکه چراغ جادو پیدا میکنه بعد از اینکه غولش در اومد به ترکه گفت یه آرزو کن ! ترکه می گه خلیج فارس و آسفالت کن غوله می گه سخته یه آرزوی دیگه کن ترکه میگه منو آدم کن غوله می گه ولش ؛ میرم همون خلیج فارس و آسفالت کنم
از یه ترکه می پرسن چهار شیشتا چند تا میشه یه کم فکر میکنه مغزش رگ به رگ میشه.
یه ترکه جورابش واسش بزرگ بوده جلوش پنبه میزاره.
از ترکه می پرسن فرق انجیر با زنجیر چیه ؟ می گه وال.. اگه خوش شانس باشی زن جیرت میاد ولی اگه مثل من بدبخت باشی ان جیرت میاد .
یک روزیک نفر میره خانه خدا ومیگه خدایا ببخشید که من ترکها رامسخره میکردم!!یک دفعه یه ترکه میادمیگه:آگا ببخشیداینجاگبله(قبله)ازکدوم طرفه؟؟
از ترکه می پرسن قویترین حیوان چیه؟
میگه:مورچه میگن:چطور؟؟؟
میگه:آخه یبار یه مورچه رفته بود تو پریز برق خواستم درش بیارم یه لگد زد 10 متر پرتم کرد.
ترکا میان یه شعر بسازن که فارس ها رو مسخره کنن ، میگن :ترکا گل پسرن فارسا ترکه خرن !!!
به ترکه میگن از بابات یه عکس داری میگه آره رو دیواره . یارو دیوار رو نگاه میکنه میبینه عکس یه گورخر هست!!!میگه این که عکس یه گورخر !!
ترکه میگه آخه بابام یوونتوسی بود
ترکه جلو دوست دخترش میگوزه, هول میشه میگه ا همین الان sms اومد!
ترکه پولکی میخوره می گه عجب چیپس شیرین و خوشمزه ای است
ترکه رفت و نشست تو مسترا عمومی صدا از مسترا بغلی اومد که گفت سلام . ترکه با خجا لت جواب دادسلام
چند لحظه بعد طرف دوباره گفت حالت چطوره؟ ترکه باز با خجا لت گفت مرسی چند لحظه گذشت و طرف باز گفت چکار میکنی عزیزم؟ ترکه که دیگه داشت راستی خجالت میکشید جواب داد والاه هیچی اینجا دیگه طرف تو مسترا بغلی با صدای یواش گفت عزیزم بذار بعدن بهت تلفن بزنم هرچی میگم این یارو ترکه جواب میده!!!
ترکه میره اون دنیا ازش می پرسن میری بهشت یا جهنم??????!!! نگاه میکنه میبینه جهنم دارو درخت و اب و بلبل داره میگه میرم جهنم تا درو باز میکنن میبینه شعله های آتش از همه جاش میباره ..شاکی میشه میگه این که اینطوری نبود میگن یه مدته کسی نیامده بود رفته بود رو Screen Saver
یارو ایکس میزنه میره سر نماز: السلام علیکم ورحمهالله و برکاتو... تو... تو... تو... خودت قند و نباتی!
یه روز یه ترکه داشت میرفت برره میبینه یه خری هی دنبالش میاد . به برره که میرسه میگه چیه هی دنبام میای . خره میگه : ها من وجدان بیدارت بیدم.
( با عرض معذرت ) . یه روز به یه ترکه میگن تا حالا شده نه راه پس داشته باشی نه راه پیش . میگه : آره ؛ یه بار که اره رفته بود تو کو……… .
ترکه میره خیاطی میگه این پارچه رو برام کت و شلوار بدوز اما فردا نیام بگی سوزنم شگستو برق نبودو چرخم خراب بودو و ...... . اصلا پدر سگ بده نمیخوام بدوزی .
ترکه تو پارک یه دختر خوشکلو میبینه کف میکنه میره مخو بزنه. ترکه: ببخشین خانوم اسمتون چیه؟ دختر : (با عشوه) عطر گل یاس اسمم ثریاس . بعد از ترکه میپرسه اسم شما چیه؟ ترکه یه فکری میکنه میگه : بوی گوز خر اسمم گضنفر
همین ترکه که الان ذکر خیرش بود مریض میشه قرصاشو سره وقت نمیخوره..ازش میپرسن چرا قرصو سر وقت نمی خوری؟ ترکه: میخوام میکروبا رو غافلگیر کنم.
ترکه سالها درس می خونه قاضی میشه اولین جلسه دادگاه میگن حکم کن میگه اسپیک.
ترکه میره دکتر میگه اقای دکتر نمی دونم چرا هر جا میرم کسی منو داخل آدم حساب نمیکنه . دکتر میگه : مریض بعدی.
داریوش بعد سالها اومده بوده تهران ، ورزشگاه آزادی کنسرت داشته ، خواست حالی بده به ملت می گه : عزیزان ، هم وطنان ، من متعلق به همه شمام ، چی بخونم واستون ؟ ترکه از وسط جمع داد می زه : از ابی بخون !!!
به ترکه می گن سه تا اسم بگو توش الله باشه ، می گه : عبدالله ، یدالله ، سیندرلا !!!
سه تا ترک رفته بودن ایستگاه راهآهن، تا میرسن تو یهو قطار حرکت میکنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو کی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یکیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میکنه دومی رو هم سوار میکنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و کوفته برمیگرده تو ایستگاه، یک بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته کردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حرکت میکنه، وامیستادید با اون میرفتید. ترکه نفس زنان میگه: ایلده منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم!
به ترکه می گن با توله سگ جمله بساز می گه : طول سگ ضربدر عرض سگ مساوی مساحت سگ