راهنمای جامع برای تندسازی قطعات
FSB: مخفف Front Side BUS و به معنی باس جلویی است که واحد اندازه گیری آن Hz (هرتز) میباشد و در حقیقت سرعت انتقال اطلاعات به چیپ پل شمالی (North Bridge) را نشان میدهد. این گزینه گاهی اوقات CPU Timing گفته میشود و بسیار در OC کردن حیاتی میباشد و اصلی ترین راه برای OC کردن است. برای افزایش این مقدار در Setup باید گزینه ی مرتبط را بیابید و افزایش دهید. پیشنهاد میکنم 5 هرتزی جلو بروید. یعنی اگر این مقدار 133 است، 138 را انتخاب کنید و سیستم را تست کنید و در حالات مختلف از آن کار بکشید.
نرم افزار PCwizard در عین اینکه امکانات بسیار بالایی دارد؛ میتواند تستهای سنگینی بر روی سیستم شما انجام دهد و نتیجه ی آن را برای شما شرح دهد. آخرین نسخه ی این نرم افزار در لینک زیر یافت میشود:
http://www.cpuid.com/pcwizard.php
FSB در عدد Multiplier ضرب میشود و ظرفیت حقیقی CPU را نشان میدهد. مثلا اگر FSB شما 133 باشد و Multiplier هم 18 باشد پس ظرفیت پردازنده ی شما 2400MHz است. اگر FSB پردازنده 200 باشد و Multiplier هم 17 باشد پس ظرفیت حقیقی پردازنده 3400MHz است. فرض کنید FSB را در یک CPU از مدل سلرون با 2400MHz ظرفیت، از 133 به 161 تغییر دهیم. حالا حساب کنید CPU به چه فرکانسی میرسد؟ درست است؛ 2900MHz ظرفیتی است که این CPU بدون اینکه مشکلی داشته باشد به آن میرسد. در این حالت اگر بر روی همین سیستم رم با باس 333 نصب باشد به باس 400 میرسد که مقدار افزایش آن با چند ضرب و تقسیم ساده قابل محاصبه است.
برای دیدن مشخصات کلی از CPU آخرین نسخه از نرم افزار CPUz را با حجم کم از لینک زیر دانلود کنید:
http://www.cpuid.com/cpuz.php
توجه کنید که در سیستمهای مبتنی بر AMD چیزی با نام FSB وجود ندارد و به جای آن Hyper Transport وجود دارد که مخفف آن HT است و از همه نظر مانند همان FSB است.
دقت داشته باشید که بعد از هر تغییر حتما سیستم را تست کنید. صدای خروجی از اسپیکرها را بررسی کنید. هنگ های مکرر دلیل OC کردن اشتباه است و یا ریست شدن سیستم در حین اجرای یک برنامه.
حالا اگه ما FSB را تا مقداری بالا بردیم و مشکل بوجود آمد، تنها راه این است که دوباره آن را کم کنیم؟ همیشه نه. در این حالت اول از همه باید بفهمید که مشکل از کدام قطعه هست؛ هارد، سیدی رام، کارت گرافیک، رم یا... برای فهمیدن این مورد، میتوانید از آزمون و خطا استفاده کنید، یعنی راه حل هایی را که میدهم را تک تک اجرا کنید و ببینید کدامشان جواب میدهند. یا همه را اجرا کنید اگه مشکل حل شد، بعد میتوانید یکی یکی به حالت قبل برگردانید ببینید کجا مشکل پیدا میکند. اما قبل از همه چی، اگه دما خیلی بالا نیست، بهتراست ولتاژ CPU یعنی CPU Vcore Settings را خیلی آهسته زیاد کنید، شاید جواب بگیرید.
اول در مورد رم: اگه مشکل از رم باشد یعنی رم در فرکانسهای بالاتر جواب ندهد، میتوانید سرعت آن را کم کنید. برای تغییر آن باید در راهنما یا Setup بگردید. از طریق DRAM Clock آن را میتوانیم تغییر بدهیم که سه حالت Host clock و Host clock+33 و Host clock-33 دارد که باید در حالت سوم یعنی -33 قرارش بدهیم.
دوم در مورد هارد و سیدی رام: اگه مشکل از جانب یکی از این دو قطعه باشد، باید PIO mode یا DMA mode اونها را تغییر بدهید و پایینتر بیاورید.
در مورد PCI و AGP، برای حل این مشکلها، گزینههایی مثل PCI Master 0 WaitState Write و AGP Master 1 WaitState Read/Write و AGP Fast Write را غیرفعال میکنیم که کمی کار را راه میندازد. البته این موردها بسته به جنس و مدل MB شما ممکنه اسم دیگری داشته باشد یا اصلاً وجود نداشته باشد. پس حتماً راهنمای MBتون را بخوانید و یا در سایت مربوط دنبال اطلاعات اضافی بگردید. ممکن است MB شما چیزهایی بیشتری برای تغییر داشته باشد. باید اونقدر با اینها به اصطلاح بازی کنید تا بهترین حالت از نظر سرعت و پایداری و ثبات سیستم و البته دما بدست بیاید. باز هم تاکید میکنم، اگه دما زیاد بالا برود، مثلاً از بین 50 و 60 درجه سانتیگراد بگذرد، خطرناک است و CPU یا میسوزد و یا عمرش کم میشود.
چیز مهمی که در مورد راهحلهای بالا باید بگویم این است که ممکن است این راهحلها کار کنند و سیستم بدون مشکل ادامه دهد، اما به احتمال زیاد ارزش کار را کم میکند. اگه هدف ما فقط سرعت بیشتر باشه، ارزشش را دارد اما اگه هدف ما سیستمی با توازن بین سرعت و performance و قابلیت بیشتر باشد، ارزشی ندارد که مثلاً بخاطر 20 مگاهرتز بیشتر، سرعت رم را 33 هرتز (یک کم بیشتر و یا کمتر) کاهش بدهید و یا از هاردتان در حالتی پایینتر از چیزی که توانایی اش را دارد استفاده کنید و سرعت انتقال اطلاعاتش را کم کنید. در این حالت حتی ممکن است تاثیر افزایش سرعت از بین برود و سیستم کندتر بشود.
Multiplier: درباره این مورد قبلا توضیح دادم و در حقیقت همان عددی است که در FSB یا HT ضرب میشود. البته دو نوع Multiplier وجود دارد که یکی CPU Multiplier و دیگری RAM Multiplier است که این عدد هم بسیار در Over Clock تاثیر گذار است. برای مثال اگر در یک CPU با ظرفیت 2400MHz که FSB آن 133 است؛ اگر Multiplier را از 18 به 20 تغییر دهید؛ CPU به مقدار 2660 دست خواهد یافت. این گزینه در اکثر Main Boardها قفل است و نمیتوان آن را تغییر داد.
VDD: این گزینه هم ولتاژ را نشان میدهد ولی اینبار ولتاژ چیپ پل شمالی یا همان North Bridge را نشان میدهد. با افزایش این مقدار هم میتوانید OC انجام دهید ولی دقت کنید که پلکانی و کم کم انجام دهید. با افزایش این مقدار بر روی FSB تاثیر میگذارید و مقدار FSB بالا میرود.
IWILL Smart Settings: گزینه ای در بعضی Mother Boardها است که برای افزایش FSB از آن استفاده میشود.
Over Clock Profile: در بعضی از Mother Boardها این گزینه وجود دارد که به صورت درصدی میتوان OC کرد. البته شما لازم نیست کار زیادی انجام دهید و کافیست درصدهای بالاتری را علامت بزنید تا Mother Board به طور خودکار شروع به OC کردن تمام قطعات شود.
Over Clock Friendly: به Mother Boardهایی گفته میشود که برای مصارف OC به فروش میرسد. در این مدل Mother Boardها زمانیکه فرکانس CPU را زیاد کنید، فرکانس قطعات دیگر مانند شکاف PCI-E و AGP به صورت خودکار زیاد نمیشود. دقت کنید که بالا رفتن بیش از حد این دو فرکانس آسیبهای جدی به قطعات نصب شده روی این شکافها میزند. پس بهتر است در Mother Boardهای معمولی بسیار احتیاط کنید. در حالت عادی FSB Bus برابر نصف FSB و PCI Bus برابر یک چهارم آن است. یعنی اگه FSB را از 133 برسانیم به 160، AGP Bus از 66 میرسد به 80، یعنی 14 تا بالاتر و در این صورت کارت گرافیکی شما ممکن است بد کار کند و یا برای همیشه از کار بیفتد.
در مورد افزایش ولتاژ و آمپراژ هم باید ذکر کنم وقتی شما فرکانس را ثابت نگه میدارید و ولتاژ را زیاد کنید فقط توان مصرفی و طبع اون دما بالا میرود. طبیعی است که هر چقدر ولتاژ یا امپراژ اضافی وارد سیستم بشود بصورت گرما ازاد بشود و حتی صدمه بزند.
ولی وقتی فرکانس بالا میرود توان مصرفی هم زیاد میشود و 2 راه باقی میماند برای جبران:
1- آمپراژ ورودی زیاد بشود که ممکن است به ریگلاتور ها و یا پاور آسیب بزند و کلا بطور اتوماتیک کمتر اتفاق می افتد.
2- ولتاژ را زیاد کنیم تا حدی که به مرز جبران توان مصرفی برسیم.
در مورد رم ولتاژ ضروری ترین کار تلقی میشود. بطور کل اصلا استاندارد رمهای باس بالا روی ولتاژ بالا است.
در مورد پردازنده نسبت ولتاژ و فرکانس خطی نیست. تقریبا سینوسیه. بهینه ولتاژ را میتوان با آزمون و خطا پیدا کرد.
تا اینجا شما با OC کردن CPU آشنا شدید. ولی RAM هم OC میشود که معمولا همزمان با OC کردن CPU این اتفاق می افتد و رم به طور خودکار Over Clock میشود. لازم به ذکر است که دستکاری رم مانند CPU نیست و در CPU اگر بیش از حد OC کنید با یک Restart و رفتن دوباره به Setup میتوانید همه چیز را برگردانید ولی در RAM مشکل پیچیده میشود و ممکن است سیستم روشن شود ولی تصویری دیده نشود. در این مواقع باید سیستم را بیش از 10 دقیقه خاموش کنید و سپس روشن کنید، در صورتیکه تصویر دیده شد Del را بزنید تا وارد Setup شوید و سپس تنظیمات را به حالت اول بر گردانید. برای اطلاع شما لازم است بگویم که RAM هم Timing دارد که به راحتی قابل تغییر است.
تايمينگ معمولا عددي است به شكل: 2.5-3-3-7-2T
و هر كدام از اين اعداد داراي تعريفي هستند و بر اساس Clock Cycle محاسبه مي شوند . (مقدار Clock Cycle هايي را نشان مي دهد كه حافظه براي انجام يك عمليات خاص مصرف مي كند)
اين اعداد به ترتيب از چپ به راست CL-tRCD-tRP-tRAS-CMD ناميده ميشوند . براي فهميدن اساس كار اين ارقام بهتر است در ذهن خود چنين تصور كنيد كه داده ها در يك تقاطع بصورت سطري و ستوني قرار گرفته اند (چيزي شبيه ماتريس).
ابتدا تعريف كلي از اين اصطلاحات خواهيم داشت و سپس موارد اصلي را بطور كامل بررسي خواهيم كرد:
CAS Latency (CL): مدت زمان تاخير بين دستور داده شده از طرف CPU تا هنگام ارسال جواب است . (زمان بين درخواست CPU و ارسال داده از طرف حافظه)
tRCD:RAS to CAS Delay: تاخير RAS to CAS – زمان بين فعالسازي سطر (RAS) تا فعالسازي ستون (CAS). جايي كه داده در ماتريس ذخيره شده است.
tRP: RAS Precharge: زماني كه طول مي كشد تا دسترسي به سطر فعلي غير فعال شود و دسترسي به سطر ديگر فعال شود .
tRAS: Active To Precharge Delay: مدت زماني است كه حافظه بايد صبر مي كند تا دسترسي بعدي به حافظه بتواند آغاز شود .
CMD: Command Rate: مدت زماني است بين فعال شدن Memory Chip و فرستادن واولين دستور به حافظه. معمولا در اكثر موارد اين عدد ناديده گرفته مي شود.
يا 1T است به معناي 1 Clock Cycle و یا 2T به معنای 2 Clock Cycle.
تا اينجا بطور كوتاه بررسي كرديم كه اصولا تايمينگ چيست و چه كاري انجام مي دهد. در اكثر موارد در سيستم خود 2 حالت را پيش رو داريد. يا با انتخاب حالت اتوماتيك سيستم را در حالتي قرار مي دهيد كه بصورت اتوماتيك تايمينگ را تنظيم كند يا با تنظيم دستي Timing را كاهش مي دهيد تا كارآيي بهتري را بدست آوريد. البته بايد بدانيد همه مادربورد ها امكان تغيير تايمينگ را ندارند بنابراين ممكن است بطور پيش فرض آن را در بالاترین حالت قرار دهند!
نكته ديگر اينكه در Over Clocking با افزايش تايمينگ مي توان به Clock بالاتري رسيد اما در اكثر موارد كارايي كل كاهش مي يابد. اما اگر دقت كتيد حافظه هايي هستند كه در بازار مخصوص Over Clock به فروش مي رسند. اين حافظه ها با داشتن تايميگ بالا اين امكان را مي دهند كه بدون تغيير تايمينگ Clock را تا حداكثر مقدار ممكن بالا برد.
البته دقت کنید که تایمنیگ ها با توجه به باس رم بسیار متفاوت است و رم با باس 400 تا رمی با باس 333 بسیار متفاوت هستند از این نظر.
DRam Frequency: این گزینه باس رم را مشخص میکند که با یافتن این گزینه در منوی Setup و افزایش تدریجی آن میتوانید OC را در رم انجام دهید و نتایج مطلوبی بگیرید.
البته همانگونه که گفته شد باس رم همراه با CPU بالا میرود و نیازی به انجام آن نیست.
اما گرافیک قطعه ی دیگری است که OC کردن آن نتایج مطلوبی دارد. در این مطلب فقط آموزش OC کردن گرافیکهای Geforce را توضیح میدهم:
بر روی Desktop راست کلیک کنید و Properties را بزنید و به سر برگ آخر بروید و سپس کلید Advanced را کلیک کنید و سپس تب مخصوص تنظیمات گرافیک را انتخاب کنید.
اول از همه در سمت چپ گزینه ی Control Panel User Interface را روی حالت Classic بگذارید.
حالا گزینه ی Clock Frequency Setting را انتخاب کنید و Manual Over Clocking را علامت بزنید.
اکنون یک پنجره باز میشود که که با شما توافق میکند که هیچ مسئولیتی در قبال تغییرات وجود ندارد. حالا با رعایت تناسب، فرکانسها را بالا ببرید و البته 5 تایی جلو بروید تا مشکلی بوجود نیاید.
بعد از هر تغییر گزینه ی Test Changes را بزنید تا نتیجه را ببینید. اگر سیستم هنگ کرد و یا صفحه سیاه شد فقط کافیست ریست کند تا تنظیمات از بین برود.
اگر هم همه چیز عادی بود به مقادیر بالاتر بروید. بعد از رسیدن به اوج باید گزینه ی Apply these settings at startup را تیک بزنید و سپس Apply کنید.
هنوز هم ممکن است که در حین یک بازی سیستم هنگ کند. در این صورت دوباره وارد تنظیمات شوید و فرکانس را کمتر کنید.
در صورتی هم که سیستم در Startup هنگ کرد و یا متوقف شد، فقط باید سیستم را Restart کنید و بعد از نمایش Boot، کلید Ctrl را نگاه دارید تا تنظیمات OC متوقف شود. البته این مورد فقط برای گرافیکهای Geforce است.
اکنون شما با اصول کلی در Over Clock آشنا شده اید. توجه کنید که تمام این آموزشات بدون کمی ابتکار عمل بدون نتیجه است. در تمام سایتهایی که OC را توضیح میدهند اول خطرات آن را میگویند ولی من که این کار را کرده به تعداد زیاد کرده ام میگویم که خطرات این کار آن چیزی نیست که توضیح داده میشود. همیشه در این نوع مقالات مرسوم است که حد بالای خطرات توضیح داده شود تا مخاطب؛ نهایت احتیاط را بکند. ریسک کردن در راه Over Clock به شیرینی سرعت بالای رایانه واقعا ارزشمند است.
اگر این مقاله را به صورت کتاب الکتریکی میخواهید بر روی لینک زیر کلیک کنید. در ضمن؛ آموزش به صورت PDF در لینک زیر همراه با تعدادی عکس میباشد. (472KB)